آميتيس پرنسس كوچولوي مامان - جیجر (جیگر ) مامان


آميتيس پرنسس كوچولوي مامان

زيباترين هديه آسماني


سلام

 تو این مدت به لطف فلش کارتها کلی چیز یاد گرفتی اسم خیلی از حیوانات میوه ها شغل ها و  اشکال را بلدی و کم کم باید نشان دادن کلمات را برات شروع کنم

الان مدتی که خیلی کنجکاو شدی و مرتب سئوال می کنی این چیه ؟ چرا خورد ؟ چرا خوابیده ؟ و خلاصه همش چرا ؟ چرا ؟ باید اعتراف کنم با تمام صبوری که دارم گاهی کم میارم

دیروز بابا مسعود ریش هاش را پرفسوری زده بود (وای که چقدر از ریش هر مدلش بدم می یاد ) از اونجایی که همیشه بابا را با صورت بدون ریش دیده بودی تا چشمت به بابا افتاد گفتی مسعود ریش گذاشتی منم می خواهم

چند روز پیش خاله زهره اومده بود دنبالمون بریم بیرون بهت گفت آمیتیس برو لباس بپوش بریم دد نگاش کردی و و گفتی للاس دارم ایناهاش دوباره خاله گفت بیرون سرده برو یه چیز دیگه بپوش با ناز گفتی خاله للش کن


خاله مریم زنگ زده بود تا با سانیار صحبت کنی بهت گفت امیتیس میای خونمون بهش گفتی نه خاله بیرون سرده شما للاس بپوش بیا من سرما می خورم


خانه مامانی با سانیار مشغول بازی بودی ( سانیار خیلی دوستت داره تو تکان می خوری وروجک از خنده غش می کنه ) بلوز سانیار رفت بال ا رو ککردی بهش و گفتی ناخش (نافش ) رو نگاه


دهه محرم برات شده بود تفریح تا یه نفر می خواست بره بیرون بدو بدو لباسات را می اوردی و می گفتی بریم خیئت (هیئت )


مامانی نذری داشت و ما از شب قبل برای کمک رفتیم اونجا شما هم از ساعت 6 صبح بیدار شدی  تا دیدی اونجا خوابیدیم از خوشحالی  شروع کردی به بالا  و پایین پریدن و هورا هورا کشیدن خاله شهین ( خاله مامان ) شهین هیس سانیار خوابیده
ساعت 8 صبح اومد برای کمک تا در را باز کردیم سلام نکرده با صدای آروب  بهش گفتی

خاله شهین و مامانی مشغول صحبت بودن که مامانی شروع کردن به خندیدن رو کردی به خاله و گفتی شهین ببین مهین داره می خنده

 می ری می شینی را تابت صدا می زنی آقا مسعود بیا آماتیس (آمیتیس )را تاب بده  وقتی بابا تابت می ده می گی بابا قشنگ تاب بده صندلی بیار جلو بشین منو تاب بده

بابا این چه لباسیه پوشیدی درش بیار

دیروز رفتیم خانه مامانی تا چشمت به دائی حامد افتاد گفتی سلام خامد (حامد ) چطوری عسلم ، جیجرم (جیگرم )

دستت خورد به بخاری با اخم نگاش کردی و گفتی بی ابد ( بی ادب )

عمه مریم دستت را گاز گرفت رو کردی بهش و گفتی عمه منو دیگه گاز نگیر

اینم آمیتیس خانم تو شب چله

Free Image Hosting At img98

وروجک معلوم نیست باطری دوربین را چیکار کرده هر چی ازش سئوال میکنیم نمی گی کجا گذاشته


نوشته شده در سه شنبه 7 دی1389| ساعت 4:51 بعد از ظهر| توسط نيلوفر| |

قالب ساز pinkthem